
* آقا جانم*
* آقا جانم*
چشم در راهیم، اما………قاصدی در راه نیست…
جمعه هم آمد ولی، آن جمعه دلخواه نیست…
ما کجا و نورباران شب دریا کجا!!!!
قطره در خواب و خیال جذر و مد ماه نیست…
ما کجا و بارگاه حضرت خوبان کجا!!!
هر گدایی، لایق هم صحبتی با شاه نیست!!!!
عشق، اینجا بین آدم ها غریب افتاده است
پایمردی کن برادر، یوسفی در چاه نیست…
بارمان را آب برد و تازه فهمیدیم که…
در بساط خالی ما، آه حتی آه نیست…
ریشه در خاکیم و، دم از آسمان ها می زنیم…
بت پرستانیم و، مثل ما کسی گمراه نیست!!!
تک سوار قصه ها، یک روز می آیدولی…
جز خدا از پشت پرده، هیچ کس آگاه نیست…
* اللهم عجل لولیک الفرج الساعه*
نسخه قابل چاپ | ورود نوشته شده توسط فاطمه الزهرا ایلام در 1398/04/14 ساعت 04:10:00 ب.ظ . دنبال کردن نظرات این نوشته از طریق RSS 2.0. |
هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
نظر دهید