حضرت_معصومه_سلام_الله_علیها ........

غزل_مرثیه

با من چه کرده هجر،که بیمار گشته ام
غم رخنه کرده در دل و غمدار گشته ام

کاری نموده هجر برادر که چشم من
خوابی به خود ندیده و بیدار گشته ام

جانا قسم به جان تو از هر چه بود و هست
در آرزوی وصل تو بیزار گشته ام

چشمم ز بسکه در غم هجرت پر آب گشت
آخر دچار دیده خونبار گشته ام

این ناله های غمزده باشد گواه من
کز بیکسی به غصه گرفتار گشته ام

از بسکه غربت از همه سو در برم گرفت
با گریه های روز و شبم یار گشته ام

چون شمع نیمه جان به لبم جان رسیده است
چشم انتظار مقدم دلدار گشته ام

آه ای صبا تو سوی عزیزم خبر ببر
بر گو که از فراق رخش زار گشته ام

 

 

وفات حضرت معصومه(س) تسليت باد.

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
نظر دهید

آدرس پست الکترونیک شما در این سایت آشکار نخواهد شد.

URL شما نمایش داده خواهد شد.
بدعالی
This is a captcha-picture. It is used to prevent mass-access by robots.