
هزاران دین و مذهب هست.......
در این دنیای انسانی
خدا یکی… ولی… اما…
هزاران فکر روحانی ….
رها کردیم خالق را گرفتاران ادیانیم!
تعصب چیست در مذهب؟!
مگر نه این که انسانیم!
اگر روح خدا در ماست…
خدا گر مفرد و تنهاست
ستیز پس برای چیست؟!
برای خود پرستی هاست …
من از عقرب نمی ترسم
ولی از نیش می ترسم
از آن گرگی که می پوشد
لباس میش می ترسم
از آن جشنی که اعضای تنم دارند خوشحالم
ولی از اختلاف مغز و دل با ریش می ترسم.
نسخه قابل چاپ | ورود نوشته شده توسط فاطمه الزهرا ایلام در 1398/09/12 ساعت 10:01:00 ق.ظ . دنبال کردن نظرات این نوشته از طریق RSS 2.0. |
هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
نظر دهید